• وبلاگ : ياران ناب
  • يادداشت : بهترين دليل
  • نظرات : 0 خصوصي ، 13 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    مطالب وبلاگت خيلي جالب و قشنگه

    اگه تونستي مطلبي درباره شهيد همت تو وبلاگت بذار يا برام ارسال كن

    بسم الله

    سلام

    زيبا بود و با احساس

    التماس دعا

    يا مهدي عج

    سلام ...كار براي شهدا اجرش كمتر از همجواري با شهدا نيست ..دلت رو خدا آسموني كنه و قلم ات رو براي خودش تاييد كنه ... چند خط اول يكي از مطالب وبلاگم رو براي شمامي نويسم اگه دوست داشتيد بقيه اش رو تقديم مي كنم .. در ضمن از لطفتون هم ممنونم ..من قابل اين حرفها نبوده و نيستم ..برادرتون رو خوب خوب دعا كنيد ..يا علي

    يادش بخير ، شش هفت سالم بيشتر نبود ، يادم نيست مدرسه مي رفتم يا نه ، روبروي خونه بابام مي نشستن ، 16 هفده سالش بود ،بابا نداشت ، تو خونه داداشش زندگي مي کرد، خيلي دوسم داشت ، غواص بود، هر وقت از جبهه بر مي گشت برادر زاده شو که اسمش مصطفي بود و يکي دو سال از من کوچيکتر بود مي فرستاد دنبالم ...سلام مهدي ، عموم گفت بياي خونمون کارت داره ، موهامو شونه مي کردم ، خودمو حسابي خوشتيپ مي کردم و راه مي افتادم ..مي دونستم چيکارم داره ، بازهم بايد براش مي خوندم ، مداح خصوصي اش بودم ..اون دو سه روزي رو هم که مي اومد مرخصي دلش هوايي بود ..سلام عمو فريدون ...سلام عزيزم ...چقدر دلم برات تنگ شده بود...من هم همينطور....خوب بريم سر اصل مطلب..آماده اي مهدي ...بله عمو ...خوب بخون ...
    با صداي لرزونم شروع مي کردم :
    هنگامه پيکار..هنگامه پيکار... ياران خدا آمد ياران خدا آمد ........
    همونجور که مي خوندم نگاهش کردم : ديدم داره زير لب مي خنده ..بهم برخورد : عمو اگه بخندي نمي خونم ها ...باشه ولي چرا اينقدر بد مي خوني ها؟
    بيشتر بهم برخورد ، : عمو ديگه برات نمي خونم ....الان بر مي گردم خونمون ، نه ديگه قول مي دم نخندم ، شوخي باهات کردم اگه صداتو دوست نداشتم چرا مصطفي رو فرستادم دنبالت ، ها عزيزم ؟
    دوباره شروع کردم : هنگامه پيکار..هنگامه پيکار ياران خدا آمد ياران خدا آمد ........
    اينبارهم زير چشمي نگا کردم ببينم داره مي خنده يانه ؟
    اما راست مي گفت ديگه نمي خنديد ......داشت گريه مي كرد ...

    .........زماني كه قرباني نسبت به راي اوليه دادگاه فرجام خواهي كرد از سوي قضات به «سوء استفاده از رسانه ها ‏براي تاثيرگذاري بر جريان دادرسي» متهم شد و از اين رو در جلسه اخير دادگاه استيناف مجازات وي به 200 ‏ضربه شلاق افزايش يافت و شش ماه زندان نيز به مجازاتش افزوده شد.‏

    اين زن 19 ساله به دليل حضور داشتن در خودرو يك مرد نامحرم در زمان تجاوز متهم شناخته شده است. اين امر مغاير با قوانين جاري عربستان در خصوص جدايي زنان و مردان نامحرم از يكديگر است.

    دادگاه استيناف همچنين مجازات شش فرد متجاوز را به دو تا 9 سال زندان افزايش داد. اين افراد پيشتر به يك ‏تا پنج سال زندان محكوم شده بودند.‏

    اين در حالي است كه مجازات تعيين شده براي اين افراد همچنان كمتر از حد معمول ارزيابي مي شود چرا كه ‏تصور مي شد آنها با مجازات اعدام روبرو شوند..........

    سلام

    جاري باشيد

    يا حق

    (همين قدر هم ژارتي داشتي ! وگرنه مدتهاست كه جايي نميرم چه برسه به نظر!)

    به نام خدا

    سلام عليكم !

    سخته برا اين داستان ها كامنت گذاشتن ... كوچيكي خودت رو مي بيني در برابر بزرگي اون ها ...يادشون گرامي

    پيروز باشيد

    يا حق

    هفته بسيج بر شما مبارك باد

    سلام عليكم

    وبلاگ قشنگي داريد استفاده كردم . انشالله موفق باشيد

    + azooli 
    .
    + azooli 
    .
    + azooli 
    .

    سلام

    انشاالله شهيد بشيد

    ياعلي

    سلام

    اينقدر زيبا و شيوا مينويسي ادم حس ميكنه خودش تو اين جريان بوده

    بهتون تبريك ميگم

    خدا خيرتون بده كه زنده ميكنيد ياد شهدا رو اي ول